توهین به نماد پایتخت
گاهی برخی از مدیران کشور ما که به اصطلاح جزو نخبگان جامعه هستند، فکرهایی می کنند و کارهایی را ترتیب می دهند که به ذهن هیچ احمقی نمی رسد! اگر از دوباره کاری ها و ندانم کاری های پر خرج و زیانبار اقتصادی بگذریم، ظاهراً خبط های حیثیتی را به سادگی نمی توان گذشت کرد. چون که با آبروی جمعی ما ارتباط مستقیم دارد. حال برای نمونه به شاهکار معماری و هنری شهرداری "امیرکلا" واقع در استان مازندران دقت بفرمایید و ملاحظه کنید این که می گویند "هنر نزد ایرانیان است و بس" چقدر مصداق دارد!
برج آزادی صرف نظر از این که در نظام شاهنشاهی ساخته شده است، امروزه به دلایل متعدد سیاسی و فرهنگی، نماد پایتخت جمهوری اسلامی ایران است. این برج شاهد بزرگ ترین تجمعات میلیونی مردم تهران بوده و بارها شعارهای سربلندی ایران، بر اطراف آن طنین افکنده است. پس چه بخواهیم و چه نخواهیم، بخشی از هویت جمعی همه ایرانیان، حتی آنها که در دورترین نقاط این دیار زندگی می کنند، در همین برج سفید نهفته است. حال چگونه یک عده مدیر و به اصطلاح کارشناس و معمار درجه آخر پس از مدت ها فکر و باز اندیشی و مکاشفه و غیره و غیره، به این نتیجه می رسند که نماد پایتخت ایران اسلامی را خرج یک مجموعه توالت عمومی بکنند!؟
ناگفته نماند وام گیری از الگوهای معماری در همه جای دنیا امری عادی است و زشت تلقی نمی شود. منتهی رعایت نسبت نیز مورد توجه قرار می گیرد. اگر نیم نگاهی به معماری دوران اسلامی داشته باشیم، غالباً ملاحظه می کنیم که مساجد شبیه هم ساخته می شوند. یا در همین تهران یکی از فرهنگسراهای خیابان کارگر با استفاده از معماری برج آزادی ساخته شده است که نه تنها اشکالی ندارد بلکه نوعی ارج نهادن به عظمت معماری برج آزادی است. اما اینکه از یک نوع هنر متعالی، در سمت و سویی کاملاً متفاوت و نابجا استفاده شود، موضوعی است که در جامعه امروز کم کم نضج می گیرد.